از گندیدگی قلب
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:11
- در این فکرم که همهی نویسندهها را دعوت به اعتصاب همگانی کنم، تا روزی که بشریت به خودش بیاید. از من حمایت میکنی؟- مگر نویسندهها هم حق اعتصاب دارند؟ به این میماند که پلیسها و آتشنشانها دست از ک
نهیب
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:11
چرا این فکرها را میکردم؟! به خودم نهیب زدم که برای او چه فرقی با این همه آدم داشتم؟ولی نه، یک فرقی داشتم، من را به خودش عادت داده بود، مرا اهلی کرده بود و حالا نباید اینطور شب تولدش را بین همه به یک
فرار
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:11
تمام هیجانم با دیدن معین به استرس و اضطرابی بیدلیل تبدیل شده بود. چرا باید از معین فرار میکردم؟ فقط برای اینکه نمیخواستم دوباره در موقعیتهای از پیش تعیین نشده و ناآشنایی که معین در آنها تخصص داشت واقع شوم؟!xa0xa0باران - لیلی نیکزادxa0xa0
!؟!
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:02
همیشه سخن گفتنش آهسته بود چون میپنداشت درون سرش چیزی شکسته و ول شده است و اگر به صدای بلند حرف بزند آن چیز جابهجا میشود.xa0xa0در جستجوی زمان از دست رفته 1 - طرف خانه سوان - مارسل پروستxa0xa0
شخصیت افسانهای
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:02
در کومبره یک آدم «ناشناس» موجودی به همان اندازه باورنکردنی بود که خدایی اساطیری، و به راستی کسی به یاد نمیآورد که در هر بار که در کوچهی سنت اسپری یا در میدان شهر واقعهی شگرفاشگرف ظهور غریبهای اتفاق افتاده بود، پژروهشهای دقیق بعدی سرانجام آن شخصیت افسانهای را تا حد یک «آدم آشنا» پایین نیاورده باشد.xa...
زندگی در کتابها
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:02
يک موجود واقعی را، هر اندازه هم که دوستیمان با او ژرف باشد، بيشتر به وسيلهی احساسهايمان درک میکنيم؛ يعنی که برای ما حالتی مات دارد. وزنهی بیجانی است که حساسيت ما نمیتواند آن را بلند کند. اگر ات
هنوز نزدیک آن سنی بودیم که آدمی میپندارد آنچه را مینامد میآفریند
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:02
مسئله این بود که رویاهای من دربارهی سفر و دربارهی عشق چیزی جز لحظههایی از جهشی یگانه و کاستیناپذیر از همهی نیروهای زندگی من نبودند _ لحظههایی که امروزه به گونهای ساختگی از هم جدایشان میکنم.xa0xa0در جستجوی زمان از دست رفته 1 - طرف خانه سوان - مارسل پروستxa0xa0
ای چهارده سالگی
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:02
ای عصرهای خوش یکشنبه زیر بلوط باغچهی کومبره، که به دقت از رخدادهای پیش پا افتادهی زندگی خودم خالیتان میکردم و به جایشان زندگی پر از ماجراها و آرمانهای شگرف در دل سرزمینی شاداب از آبهای روان را مینشاندم، هربار که به شما میاندیشم هنوز آن زندگی را به یادم میآورید.xa0xa0در جستجوی زمان از دست رفته 1 - طر...
دوستی نبود که خانوادهام میخواستند داشته باشم
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:02
اما از بلوک به دلایل دیگری خوششان نیامد. پیش از همه، پدرم را از خودش رنجاند که با دیدن سر و تن خیس او با علاقه پرسیده بود:«اِ، آقای بلوک، هوا چطور است؟ باران آمده؟ نمیفهمم، هواسنج که عالی بود.»و پاسخی که از بلوک شنید این بود:«مطلقاً نمیتوانم بگویم باران آمده یا نه، آقا. چنان بیرون از حیطهی عوامل ملم...
...
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:02
xa0زنان جز به عشق نمیاندیشند و هیچ زنی نیست که نتوان بر مقاومتش چیره شد _ نکتهای که بعدها بر زندگی من تاثیر بسیار گذاشت و آن را خوشتر و سپس ناشادتر کرد _xa0xa0در جستجوی زمان از دست رفته 1 - طرف خانه سوان - مارسل پروستxa0
ذاتی بود آمادهی آماده برای دوست داشتن
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:02
این باور که کسی زندگی ناشناسی دارد که با دل بستن به او به آن راه توانیم یافت برای عشق از همهی شرطهایی که دارد تا پدید آید مهمتر است، که اگر این باشد از بقیه به آسانی خواهد گذشت.xa0xa0در جستجوی زمان از دست رفته 1 - طرف خانه سوان - مارسل پروستxa0
ای آن که جز از عدالتت ترسی نیست
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:02
و عدالت تو هلاک کنندهی من است، و من از همهی عدالت تو گریزانم.xa0دعای عرفه - امام حسین (ع)
مهربان اله من
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:02
به تو اطمینان کردم، نجاتم دادی.xa0xa0دعای عرفه - امام حسین (ع)
رفتار انگلیسی
-
تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 8:16
اغلب میاندیشید که آسمان انگلیس فاقد شور و هیجان است. حتی در بارانیترین و طوفانیترین حالت از عنصر درام خالی است و میکوشد رفتاری بههنجار داشته باشد. آسمانی است که مانند اطفال تربیتشده در برابر جام
این قرن زمان آن نیست که بتوان به راستی زنان را پرستید.
-
تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 8:16
با خود گفت: جای تاسف است که هنوز هم اینهمه رمانتیکم.xa0xa0لیدی ال - رومن گاریxa0xa0
عاشقی کار دل مصلحتاندیشان نیست
-
تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 8:16
پرسی پیر هرگز قادر نبود بر ایمان عمیقش بر اینکه نویسندگی و بهویژه شاعری حرفهای پوچ و بیمعنا است غلبه کند؛ و پیوسته از خود اندکی شرمناک بود و آرزومند بخشایش. نکتهی رقتانگیز این بود که پرآوازهترین اثرش کتاب غزلهای عاشقانه بود، اما اینکه چگونه کسی میتواند امیدوار باشد که از رموز عشق سر دربیاورد و در عی...
شانهها
-
تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 8:16
اندیشید: عجیب است که شانههای آدم اینهمه تنها و درمانده شود. سر آخر مثل اینکه مال تو نیستند و احساس میکنی که با تو بیگانهاند و کسی فراموش کرده و آنها را جا گذاشته است.xa0xa0لیدی ال - رومن گاریxa0xa0
تمام شعرای بد چنیناند
-
تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 8:16
عشق بیفرجامش برای او بسیار مهم بود و اهمیت فراوانی داشت که همچنان ناکام باقی بماند، چون وجود این عشق پذیرش همه چیز را آسانتر میکرد _دقیقا بی نقص_xa0xa0لیدی ال - رومن گاریxa0xa0
نگاه خیرهی زندگی
-
تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 8:16
چشمانش به زشتیها خو گرفته بود و زندگی چنان در آن خیره نگریسته بود که جای هیچگونه توهمی برایش باقی نگذاشته بود....هنر در اساس ارتجاعی است، چون مثل الکل تنها هدفش آن است که مردم از خوشبخت نبودن خود بیخبر بمانند. بزرگترین هنرمندان امروز خود را در خدمت استتار زشتیها میگذارند.xa0xa0لیدی ال - رومن گاریxa0...
وصفناپذیر
-
تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 8:16
در چهرهاش چیز وصفناپذیری بود فراتر از زیبایی: آرزویی سوزان، شعری که از لبها و چشمان و ابرو پرداخته شده، چیزی در عین حال خشن و ملایم، چیزی که آدم دلش میخواست از آن پشتیبانی کند یا دوستش بدارد.xa0xa0لیدی ال - رومن گاریxa0xa0