پس زمینه ها
-
تاریخ: 1397/5/29 ساعت: 19:28
صحنه هایی که در سرنوشت انسان های دیگر دگرگونی های حیاتی به وجود می آورند تنها پسزمینه های زندگی ما هستند، با این همه، مانند منظره خاصی از مزارع و درختان، با دوران هایی از سرنوشت خود ما پیوند می یابند و یکی از روشن ترین بخش های ذهن ما را می سازند. میدل مارچ - جورج الیوت
ذهن مردانه
-
تاریخ: 1397/5/29 ساعت: 19:28
هنگامی که مردان در زن محبوب خود گونه ای بزرگی می بینند احساس دلبستگی کمتری به او می کنند و از آن به ندرت شرمنده می شوند، چه طبیعت بزرگی را برای مردان در نظر گرفته است، اما از طبیعت گاه در این مورد اشتباهی سر می زند. میدل مارچ - جورج الیوت
شرافت
-
تاریخ: 1397/5/29 ساعت: 19:28
هرگاه که سلطان را بی خردی و ابلهی گیرد، شرافت در این است که آدمی بی پرده سخن گوید. لیرشاه - ویلیام شکسپیر
بار عمر
-
تاریخ: 1397/5/29 ساعت: 19:28
لیر: چند سال داری؟ امیر کِنت: نه آنقدر جوانم که زنی را به خاطر آوازش دوست بدارم و نه به آن حد پیر و خرف که به خاطر هر چیز وی به او دل بندم. بار چهل و هشت سال را بر دوش دارم. لیرشاه - ویلیام شکسپیر
حقیقت چون سگ پاسبانی است که باید در لانه بماند
-
تاریخ: 1397/5/29 ساعت: 19:28
لیر: ای پسر تو مرا دلقک می خوانی؟ دلقک: تو تمام عنوان های دیگرت را که با خود به دنیا آورده بودی از دست داده ای. امیر کنت: شهریارا، روی هم رفته این احمق نیست. دلقک: به راستی که نه. سروران و مهتران حماقت را برایم به انحصار نمی گذارند. لیرشاه - ویلیام شکسپیر
چیزهای اختصاصی
-
تاریخ: 1397/5/29 ساعت: 19:28
اگر بنا باشد برای انسان بیش از آنچه نیاز دارد چیزهایی اختصاص داده نشود، ارزش زندگانی آدمی به کم بهایی و بی ارزشی زندگانی جانوران خواهد بود. لیرشاه - ویلیام شکسپیر
آسمان خشمگین
-
تاریخ: 1397/5/29 ساعت: 19:28
این شب آنقدر نیرومند است که حتی می تواند روسپی سلطنتی را سرد کند. لیرشاه - ویلیام شکسپیر
زنان زیبا
-
تاریخ: 1397/5/29 ساعت: 19:28
مردی که با انگشت پایش رفتاری را دارد که باید با دلش داشته باشد،باید هم از درد میخچه فریاد بکشد، و خوابش به بیداری بدل شود.زیرا تا کنون هنوز زن زیبایی به وجود نیامده که در آیینه ادا درنیاورد! لیرشاه - ویلیام شکسپیر * ربط چهار خط اول رو با خط آخر متوجه نمیشم. اگر نظری دارید برام بنویسید.
علم خدمت است و دین، اصلاح
-
تاریخ: 1397/3/21 ساعت: 10:05
«خدمت» کمک به فرد یا جامعه است در «بودنش» و «اصلاح» کمک به فر
تاریخ زندگی همه قهرمانان اعصار آلوده است
-
تاریخ: 1397/3/21 ساعت: 10:05
انسان احتیاج دارد به تاریخی که باید باشد، امّا نیست. که شرح ز
نمونه اعلی همه زیبایی ها
-
تاریخ: 1397/3/21 ساعت: 10:05
(علی) نمونه است، رهبر نیست؛ راهنما است، امام مبین است. امام مب
رهش
-
تاریخ: 1397/2/30 ساعت: 13:57
کوه نشین ها یکی دو تا نیستند... خیلی ها هستند که از این شهر دل کند
مواجهه ابدی
-
تاریخ: 1397/1/17 ساعت: 0:31
من فکر می کنم هر کس در هر موقعیت می دونه که خوب ترین کاری که می تونه انجام بده چیه اما مشکل زمانی شروع می شه که آدم نخواد این خوب رو انتخاب کنه. در چنین صورتی او راه رو کمی محو کرده. اگه او در موقعیت دوم هم نخواد به خوب تن بده راه محوتر و تاریک تر می شه.روی ماه خداوند را ببوس - مصطفی مستورLet's blo...
شک کردن مرحله خوبی در زندگیه اما ایستگاه خیلی بدیه
-
تاریخ: 1397/1/17 ساعت: 0:31
داو (لغت نامه دهخدا) :نوبت بازی نرد و شطرنج،نوبت باختن نرد و قمار و بازی های دیگر.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهل نظر دو عالم در یک نظر ببازندعشق است و داو اولبر نقد جان توان زد"حافظ"ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداو آخرنام رمانی علمی - تخیلینوشته ی برزو سریزدیبرای رده ی سنی کودک...
هرچه می نوشمت تشنه ترم
-
تاریخ: 1397/1/17 ساعت: 0:31
ای سبک ترین سنگینی! تو غمناک ترین شادی زندگی ام هستی. تو شادی بخش ترین اندوهِ هستی ام هستی. ای اتفاق ساده ی پیچیده!...و دل سیاه و شلوغ و سنگین بود. گفتی: این جا رازی نیست! گفتم: راز؟ گفتی: من رازم. و آمدی تا وسط خط کش ها. روی ماه خداوند را ببوس - مصطفی مستورLet's block ads! (Why?)
چه چیزی در این زندگی، شخصی تر از کتاب است؟
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 19:18
فکر میکند خیلی ساده است. میخواهد بگوید مایا من همهاش را فهمیدهام. اما مغزش به او اجازه نمیدهد.واژههایی که پیدا نمیکنی، اقتباس میکنی.ما کتاب میخوانیم تا بدانیم که تنها نیستیم.ما کتاب میخوانیم، چون تنها هستیم.ما کتاب میخوانیم و دیگر تنها نیستیم.ما تنها نیستیم.میخواهد به او بگوید زندگی من لابهلای این ...
نه خیلی طولانی
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 19:18
آنقدرها کتاب خوانده است که بداند مجموعهداستانی وجود ندارد که همهی داستانهایش عالی باشد. بعضی از داستانها عالیاند، بعضیها افتضاح. اگر خوششانس باشیم، یک داستان چشمگیر پیدا میکنیم. و در نهایت، آدمها فقط بهترینها را به یاد میآورند و حتی آنها را هم، خیلی طولانی به یاد نخواهند آورد.زندگی داستانی اِی جِی ...
هر روز کمی کمتر وجود دارم
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 19:18
او گریه می کند دلش پُر است و کلمه ای برای سبک کردنش وجود ندارد . فکر می کند و من می دانم کلمه ها چه می کنند، کلمه ها باعث می شوند کمتر درد بکشیم. زندگی داستانی اِی جِی فیکری - گابریل زوین Let's block ads! (Why?)
رفیق جنگی
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 13:52
ریویر متوجه شد که این زیردست خود را، که او نیز سنگینی شب را بر دوش می کشید، بسیار دوست می دارد. اندیشید که: «ما رفیق جنگی هستیم. اما گمان نمی کنم هیچ وقت حدس بزند که بیداری امشب چقدر ما را به هم نزدیک می کند.» پرواز شبانه - آنتوان دو سنت اگزوپری
تبسم آن مرد را می شناخت
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 13:52
آنها، آن دست های مرد، چیزهای وحشی بودند و تنها برای نوازش کردن اهلی و رام می شدند؛ تکلیف دشوار حقیقی آن دست ها بر زن نامعلوم بود. پرواز شبانه - آنتوان دو سنت اگزوپری